مدت ها بود که کویر و بیابان خونم به شدت افت کرده بود برای همین برای دیدن طلیعه لوت تصمیم گرفتم سری به آبگرم لوت بزنم بعد از 35 کیلومتر و گذر از خوسف مسیر متفاوت می گردد به خصوص که جاده ی آسفالته هم تنها تا کنار رودشور یاریت می کند . با دیدن رود شور و آندکی آبی که در آن جریان دارد احساس می کنی به مسیری متفاوت قدم نهاده ای . پیاده می شوم و مسیر رود را پی می گیرم ولی در فاصله حدود 200 متری پرنده ای را می بینم که در انتهای آب نشسته و می گوید همین حداقل آب شور را را هم زمین تشنه بلعیده است و لاجرم بر می گردم و تلاش می کنم از همان اندک زیبایی های رود شور که با نمک هایش هر سو منظره ای ساخته است لذت ببرم. دوباره پای در راه می گذارم . از اینجا به بعد به اندازه حدود 50 کیلومتر جاده خاکی است . همسفری نیست جز عبور گاه و بیگاه وانت هایی که شترانی را به سوی آینده ای نامعلوم حمل می کنند.نزدیک غروب است و به گفته ی یکی از دوستان کلوین نور بالاست . شترها مشغول چرای خار بیابان و من مشغول عکاسی هستم. تقریبا وقت غروب است که به آبگرم لوت می رسم . تصمیم می گیریم شبانه تنی به آب بزنیم آبی اندکی شور و ... حسابی حالم را جا می آورد، دیرم می شود صبح شود تا سر به کویر بگذارم. ساعت 6 صبح هنوز خورشید بیرون نیامده سر به کویر می گذارم ولی انگار شترها زودتر از من بیدارشده اند و راهی کویرند می خواهم آنها را دنبال کنم ولی انگار از آدم ها فراری باشند بر سرعتشان می افزایند و از من فاصله می گیرند. ناگهان خودم را کنار آبراهه و به عبارتی رودخانه ای می بینم که با حضور رنگ و بوته و سنگ مناظری زیبا را آفریده اند . رودخانه ای که باوجود رگه هایی که از کلسیت و کوارتز پرشده اند زیبایی هایی متفاوت را هدیه می کنند. ناگهان در مسیر رودخانه به آبشاری می رسم که با حرکت مداوم و با طمانینه آب زیبایی های جذاب بر دیوار آن نقش بسته است. در همین رودخانه ی بسوی کویر می توان پدیده های مختلفی ناشی از نمک و بوته و زمین شناسی را یافت و به نظاره نشست.

طلوع خورشید کویر خود زیباست انگار خورشید در حال فوران نور است و اطراف این نقطه فوران از ابرها خالی شده اند . کم کمک نور خورشید تاریکی را به گوشه ی رانده و حاکم دشت کویر می گردد.

نیزاری که در پایین دست آبگرم قرار دارد از درون شوره های سفید رنگ برخاسته و خود بر زیبایی های این نقطه ی کویری می افزاید.

بر بلندای تپه ای تک درخت نخلی بر مصدر چشمه سرافراز ایستاده نخلی که به یادگار از روزگاران قدیم مانده است و در سینه اش چه داستان ها که از گذر مردمانی که برای استفاده از این آب برون آمده از عمق خاک به اینجا آمده اند به یادگار دارد. و اینجا می توان فهمید گرمای ظاهر سطح کویر ناشی از گرمای دل کویر است که لوت را یکی از گرمترین نقاط دنیا کرده است و افرادی را مجذوب خویش.

حدود 500 متر پایین تر از محل آبگرم چهار دیواری بزرگی برای شتر داری قرار دارد که حدود 200 شتر را در صبحگاهان می توان مشاهده کرد و هنوز آفتاب ندمیده راهی کویر می شوند و دقایقی بعد با چشم غیر مسلح آثاری از آنها نمی توان مشاهده کرد و همین که هوا رو به تاریکی می رود برای ذخیره ی آب دوباره به همین چاردیواری بر می گردند.

در بین مسیر که می آمدیم علی از من می پرسید اگر شترهای دو نفر با هم قاطی شوند چگونه آنها را از هم باز می شناسند و من هیچ جوابی نداشتم و حالا اینجا می بینم که چند نفر شتری را به زحمت فراوان دستگیر کرده به زمین می چسبانند و آهنی گداخته را بر صورت وی می کشند تا داغی بر او نهاده و از شتران دیگر شترداران قابل شناسایی باشد. این هم یکی دیگر از قساوت های انسان دوپا بر یاریگران چارپایش است.

کمی آنسوتر پدیده ی تخت دیو را که یادگارانی دور افتاده از کلوت های عمق کویر هستند را می توان به نظاره نشست. و از این بلندی می توانی چشم بر کویر دوخت و بی انتهایی آنرا مشاهده کرد .

تخت دیو که حاصل لایه های مارنی و رسی است که بر روی آن لایه ای کنگلومرایی سخت تری قرار گرفته است و اگر چه لایه های مارنی در مقابل باد و شاد باران طاقت از کف داده اند ولی لایه کنگلومرایی مقاوم تر بوده است و تاجی بر سر آن باقی گذاشته است. و جالب اینکه در همین تخت دیو می توان یک دگرشیبی را هم مشاهده کرد که زیبایی آنرا دو چندان می کند.

ساعت 12 است و به اتاق های استقرار بر می گردیم و ناهاری خوش مزه را در دل کویر استفاده می کنیم و راهی باز گشت می شوی مسیر جاده با درختان گز و پدیده های گسل و چین خورده ی دو سو هر لحظه فشار را از گاز به ترمز می کشاند و به فشردن شاسی دوربین مسیر را ثبت می کنم . ساعت حدود 2 راه افتاده ایم ولی آنقدر توقف داریم که ساعت 7 بعد از ظهر به شهر می رسیم و دلخوش از اینکه طلیعه کویر را دیده ام به عمق کویر می اندیشم و در ارزوی اعماق لوت می مانم.

 آبگرم لوت خوسف بیرجند

محل ابگرم لوت در 75 کیلومتری جنوب خوسف و 110 کیلومتری جنوب بیرجند. باچشم اندازی زیبا از فاز تپه ای که محل خروج اب است

رود شور در مسیر آبگرم لوت

رود شور در مسیر دسترسی به آبگرم لوت که بعد از طی کیلومترها و بعد از گذر از جاده نهبندان شهداد به لوت می ریزد

پرنده رود شور ابگرم لوت

پرنده ای که در انتهای حد آب ایستاده است و با نظاره ی خویش از بخت بد خویش و بلعیده شدن آب می اندیشد

نور خورشید تابیده بر ماسه ها تا رنگ و نور و گرمای نو بر آن دهد

چشم اندازی از مسیر آبگرم هنگام غروب از بوته های زرد شده از خورشید تا کوه بر دشت نهاده

طلوعی زیبا در آبگرم لوت انگار خورشید در حال فوران نور است

 

پدیده زیبای ژئومورفولوژیکی تخت دیو در جنوب آبگرم در نور صبحگاه


نشان گذاری شتران با نهادن داغی بر جایی از صورت یا گردنشان. روش قدیمی در روزگار جدید.


مردی شتر دار که کلاهی از پشم شتر بر سر نهاده و کلاهی دیگر در میان انگشتان هنرمندش در حال بافتن

شترانی که صبحدم راهی سرنوشت خویش درکویر می شوند و شبانگاهی خود باز می گردند

 

راهی در شوره زار

نیزاری در پایین دست آبگرم

 

گیر انداختن شتر به چند روش (ین فقط یکیست)

آب گرم لوت شتران را سیراب می کند

سوار بر ارابه های سرنوشت

 


تخت دیو در قابی از همسفر خویش

بوسه در کویر

پدیده ی زیبای تخت دیو که در عین حال دگرشیبی را هم نمایش می دهد

ِ


آب انبار ، چه رگذرانی که از این اب انبار سیراب شده اند و پای در کویر نهاده اند


کوهی از میان آب انبار یا کوه در قاب آب انبار

بلورهای در حال رشد نمک که فرصت را مغتنم شمرده بر قد و قامت و زیبایی شا می افزایند . تا با ریشه هایی در آب در تابش نور خود را بنمایند.

نمک ها عاشقانه بر گرد معدود گیاهان دوستدارشان حلقه زده اند تا نمک دوستیش را پاس بدارند.

آبشاری که در حال نمایش زیبایی های آب نمکی است اگر چه روزهایی هم هست که سرشار از آب می گردد.

کلسیت ها و به عبارتی اراگونیت های که در رگه ها رشد کرده اند و تلاش می کنند در مسابقه ی زیبایی های کویری جای نمانند.

تک درخت نخل آبگرم سربر فراز تاقی آجری و ریشه در آبی گرم