برای سفری به لوت شمالی که در واقع هم کویر نوردی بود و هم سفر تحقیقاتی ثبت نام کردم با کم و زیاد شدن افراد در نهایت 12 نفر با سه دستگاه وسیله نقلیه راهی کویر شدیم که در ادامه 2 دستگاه خودروی دیگر به همراه 6 نفر به ما ملحق شدند و شدیم 5 خودرو و 18 نفر راهی مسیر که از بیرجند شروع می شد و بعد از گذر از نخلاب خور ، معدن سه چنگی ، نایبند، شند علیرضا خان مسیر قدیم بیرجند به خبیص ، گمستان لوت و گندم بریان به کمپ شهداد می رسید .

با بزرگانی همسفر شده بود کم که هر کدام در زمینه کاری خودشان از با تجربه ها بودند و من تقریبا کوچکتربن و کم تجربه تربن فرد گروه بودم.مجبور شدم کلی وسایل کویر را تهیه کنم تا مبادا در کویر خویش یا دیگران را گرفتار مشکل نمایم .


در نهایت بعد از کش و قوس های فراوان حدود ساعت 5 بعد از ظهر روز 20 دی ماه راهی شدیم. اولین مقصد ما نیزار خور بود بعد از گذر از شهر خوسف به سمت آبگرم لوت پیچیدیم و بعد از چند کیلومتری در این جاده وارد مسیری شدیم که احساس کردم از اینجا به بعد واقعا سفر به لوت آغاز شده است چون دیگر از مسیر جاده خارج شدیم و پای به راهی گذاشتیم که اگر چه آثاری از عبور وسایل نقلیه دیده می شد ولی بکر بود. در این مسیر ما بودم و بوته های تنهای که در همسایگی هم با ابهت و سربزیر زندگی می کردند و تنها صدای باد خبررسان آنها بود. راه را دامه دادیم تا حدود ساعت 8 شب به کلبه آقای طاهری در کنار نیزار خور رسیدیم کلبه ای که فقط با چوب های تاغ به طرز ماهرنه و بسیار زیبایی ساخت شده بود و در داخل آن شومینه اجاقی بود که گرما بخش حضور ساکنان بود. بعد از توقفی کوتاه در گداجوشی که سرپرست گروه همرا داشت چایی آماده شد که اگر چه به همه چیز شبیه بود غیر از چایی ولی مزه خاص خودش را داشت . شب را در این کلبه گذراندیم. چه شبی بود دو کلبه بود و ما 12 نفر در هر کلبه 6 نفر مستقر شدیم و کیسه خواب ها را پهن کردیم و در کنار هم دراز کشیدیم هیچ جایی اضافی نبود. اولین شب سفر و مسیر کویر شبی بیاد ماندنی بود .زیبایی این محیط برای من از این جهت بود که شبانه به این محل وارد شدیم و ابهت آن دو چندان بود . ولی حضور یک خانواده تنها در این محل که با گوسفندان و شترانشان همسایه نیزار بودند یکی از دیدنی هایی بود که حتما دوباره مرا به این محل خواهد کشاند. زندگی بسیار ساده تر از آنچه بشود تصور کرد با تمام داشته هایشان از ما پذیرایی کردند.



صبحدم هنوز خورشید ندمیده از کوله خلاشه ای (به گفته خود آقای طاهری )زدم بیرون طلوع خورشید همیشه زیباست ولی اینجا زیباییش دو چندان بود همسفرانم همه انسانها دنیا دیده و در زمینه کاری خودشان افراد متبحری و کاملا مسلطی بودند و من در واقع از همه در زمینه کویر بی تجربه تر بودم . ولی ترکیب این زیبایی محیط کویری ، عشق به عکس و عکاسی و زمین شناسی، کنجکاوی برای جستجوی ندیده ها و همسفران عالی لطف سفر را دوچندان می کرد. همسر آقای طاهری زنی آفتاب سوخته که محبت و مهربانی در چهره آفتاب سوخته اش موج می زد برایمان کماچ آتشی بزرگی را در اجاقی زمینی تهیه می کند و همه مجذوب این تبحر در تهیه و پختن این کماچ هستیم. همزمان سرپرست گروه تلاش کرد تا شوله زردی را آماده کند که در نهایت در این محیط شوله زرد خوبی از کار در آمد. کلبه ها در کنار نیزار خور قرار داشتند که در واقع شروع و منبع رود آب شور بیرجند است. اگر چه در حال حاضر نی ها خشک بودند ولی گفته می شد در فصل بهار بسیار سر سبز است و پرندگان زیادی به این تلاب سفر می کنند.به نظر می رسد بخش وسیعی از آب های دشت بیرجند چه سطحی و چه زیرزمینی در این محل تجمع کرده تو قفی دارند و راهی کویر می شوند همانطور که ما بعد از توقف یک شبه راهی لوت می شویم . این نقطه سبز در دل کویر نقطه ای است که نیاز به توجه بیش از پیش دارد و نیاز می باشد که به عنوان یک محل حفاظت شده مورد استفاده قرار گیرد